(عبور اگاهی از طریق شیوه های تمرکز)
و حالت مافوق و عالی که همانا توقف ان باشد
همگی مربوط هستند
بحالت خواب – رویا و بیداری
که پنج مرحله را شامل میشود.
5- بیداری الهی
یعنی خواب عمیق در حالت بیداری = خودی حقیقی
4- رویای الهی
یعنی 7 اسمان و تجلیات ان = خودی حقیقی
3-خواب عمیق معمولی
( پلی است مابین حقیقی و غیر حقیقی )
مابین مجاز و حقیقی
2- رویای معمولی = خودی غیر حقیقی
1-حالت بیداری معمولی = خودی غیر حقیقی
وقتی که فکر از حالت بیداری (شماره 1 )
به حالت ( شماره 3 ) راه یابد
میبایست که او از حالت رویا ( شماره 2 )
که در وسط واقع میباشد گذر نماید.
در این حالت از رویا ( ما بین 1 و 3 )
چیزهایی از ( 1 بیداری ) و چیزهایی از ( 3خواب ) تجربه میشوند.
و انگاه که کشاکش درحالت بیداری باشد
یعنی انگاه که فکر در حال بیداریست و ارام ندارد
در امورات دنیوی بسیار گرفتار است.
و خواب -
( یعنی فکر که توقف یافته و ارام گرفته و امورات دنیوی را فراموش نموده )
کمتر گرفتار میباشد
و متعاقبا بیشتر در رویا باقی میماند .
و لذا رویا را بخاطر می اورد
اما انگاه که کشش حالت بیداری کمتر و کشش خواب بیشتر باشد
نتیجه این میشود که کمتر در حالت رویا باقی میماند
و لذا شخص رویا را بخاطر نمی اورد
و گاهی هم حتی نمیداند که در حالت رویا بوده است.
(هر چند که پیش از دسترسی به حالت خواب عمیق میبایست که از حالت رویا گذر نماید.)
و اگر کشش حالت بیداری (شماره 1)
تداوم داشته باشد فقط در حالت رویا باقی میماند
و به حالت خواب عمیق دسترسی نمی یابد
بلکه بی انکه به حالت خواب عمیق فرو رود
به حالت بیداری باز میگردد.
در ورود به خواب عمیق
و در طول مدت زمانی که انجا باقی میماند
هیچ چیزی را تجربه نمیکند
ودر حین بازگشت از حالت خواب عمیق به حالت بیداری
میبایست که دوباره از حالت رویا عبور نماید
و انگاه که در حالت رویا بسر میبرد
اگر کشش خواب عمیق بیشتر باشد به ان بازگشت می نماید .
( و این معمولا در صورتی روی میدهد" که از خواب عمیق باز میگردد.)
در حالت رویا بیشتر باقی میماند
و لذا ان را بیاد می اورد .
و اگر کشش خواب عمیق کمتر باشد
( این در مورد انهایی صدق میکند که در حالت رویا بیشتر بسر میبرند
تا اینکه در حالت خواب عمیق )
و اگر کشش بیداری بیشترباشد
زمان زیادی را در حالت رویا بسر نخواهد برد.
و اینها همه مربوطند به فکر مجازی یا معمولی.
و اما در رابطه با فکر ذهن حقیقی
او از حالت خواب عمیق اوج گرفته بالاتر میرود
و به بیداری حقیقی میرسد.
( او به بیداری غیر حقیقی نزول نمیکند.)
(این صعود و نزول تنها بمنظور تشریح و تفهیم مطلب میباشد)
و او میبایست که از حالت رویا عبور نماید .
این حالت رویا در وسط
دو گونه خواب عمیق یعنی 3 و 5
(که هر دو حالات خواب عمیق هستند واقع میباشد .
اما شماره 5 یعنی خواب عمیق در
حالت هوشیاری و بیداری حقیقی
بنابر این
این نقطه عطف مابین این دو یعنی شماره 4
حالتی است که رویا ی الهی تجربه میشود .
و خلاصه :
اگر فکر معمولی در حالت بیداری
خود را از بدن و جهان گسسته سازد
( یعنی اینکه پشت نماید ترک کند فراموش نماید )
منظور اینکه در ان وقت –
لذت بردن و تجربه نمودن کاذب جهان را ترک گوید
و تمرکز خود را بر الوهیت معطوف دارد
میتوان گفت که حرکت خود را از خواب عمیق معمولی ( شماره 3 )
بسوی خواب عمیق الهی (شماره 5 ) اغاز کرده است .
و در حرکت خود از 3 به 5
( یعنی در پیشرفت خود در تمرکز ورزیدن )
بایست که از حالت رویای الهی
(یعنی هفت اسمان ) گذر نماید
تا اینکه به بیداری خواب عمیق ( شماره 5 ) برسد
جاییکه دیگر هیچ رویایی وجود ندارد .
تنها چیزی که خواهد بود
خواب عمیق است
و بس = نور
از طریق این روش تقریبا محال است که انسان به وصال برسد
و
اما در عین حال در مواردی نادر بعضی ها به ان رسیده اند
و چنین افراد را (سالک) نامند.
انها کسانی هستند که از یک اسمان به اسمان دیگر میروند.
اما این سالکین را نمیتوان در ردیف اقطاب دانست.
اینان کسانی هستند که در طرفه العین میتوانند دیگران را به کمال برسانند.
برچسب:
نویسنده: آوا عابدی