هوش نامحدود در بوجود اوردن و شناختن جهان
و در نتیجه شناختن خود حقیقیش به سه گونه یا سه طریق فکر میکند:
1.هوش نامحدود در حالی که جهان را خلق میکند
( جریانی که از ذره به لطیف و خاکی از محدود ترین به نامحدود )
به عنوان ذهن نامحدود - بی بدن و بدون شکل فکر میکند.
2.در حالی که جهان را میشناسد ابتدا به صورت محدود ترین
سپس به عنوان محدود
و بالاخره به عنوان ذهن مجازی نامحدود و خاکی .
3.در حالی که خود حقیقیش را میشناسد
به صورت ذهن حقیقی بدون بدن و نامحدود فکر میکند.
از اینرو در هر شکلی
از پایین ترین تا برترین از ناکاملترین از سنگ تا بشر همان یکتا ذهن نامحدود
یعنی هوش نامحدود در حال "
فکر- بر طبق ان جسم در جنبه محدود ترین محدود یا نامحدود ان شکل مستقر میشود.
در شکل انسان فکر به بیشترین نحو خود تکامل یافته است.
در حقیقت نامحدود است
و از اینرو میتوان گفت "
که هشیاری یا ( اگاهی ) در شکل انسان در حالت ( دلیل ) است.
ولی در این حالت گر چه اگاهی بیشترین تکامل خود را پیدا کرده است
اما به خاطر ( کارما ) یا نقوش اعمال از ان به غلط برای تجربه کردن جهان (پندار) استفاده میشود
تا برای تجربه کردن خودی حقیقیش
از اینرو این استفاده غلط باعث میشود که اگاهی در شکل انسان به ( دلیل ) تبدیل شود .
فقط اگر این اگاهی نامحدود موجود در شکل انسان میتوانست از حقیقت استفاده کند
یعنی اگر اگاهی را میتوانست خالی از کارما یا نقوش اعمال کند .
و به جای اینکه به پندار یا جهان فکر کند
به فکر کردن به خودی حقیقیش استفاده میکرد به ( هدایت ) مبدل میشد.
بالاخره :
بیداری روح یا اگاهی ذهن - درسیر تکاملیش از ناچیز بودن من محدود غیر حقیقی
تا حالت (هدایت) بدین صورت تجلی می کند:
ذهن محدود مجازی در بدنها ِیا ( شکل ) اشیا های بیجان "
همچون سنگ = تقریبا بدون فکر = در سطحی تقریبا نزدیک به نا اگاهی = در لبه نا اگاهی
ذهن محدود مجازی در شکل گیاه = مرحله ای مادون غریزه که نه غریزه است و نه دلیل
بلکه مابین نا اگاهی و مادون اگاهی است :
ذهن محدود مجازی در شکل حیوان = غریزه = مادون اگاهی
ذهن نامحدود مجازی در شکل انسان = دلیل = قال (نفس اماره) عقل = اگاهی کامل
ذهن نامحدود حقیقی :
= مرشد کامل ( رسول ) = هدایت = حال (مسرت روحانی) = اسحاق (عشق الهی) = اگاهی برتر.
از اینرو غریزه - دلیل و هدایت سه وسیله یا حالت فکر هستند
که هوش نامحدود با ان جهان و یا خودش را میشناسد.
(یعنی به خودش فکر میکند خودش را میفهمد احساس میکند و یا تجربه میکند)
توسط غریزه و دلیل جهان (پندار) را میشناسد یا (به ان فکر می کند)
و توسط هدایت خودش را میشناسد.
از اینرو غریزه متعلق به حیوانات است.
دلیل به انسان و هدایت به ( نبی) یا مرشد کامل تعلق دارد .
همان غریزه یا ذهن کمتر تکامل یافته ای که در شکلهای حیوانات حکمفرماست
وقتی تکامل بیشتری پیدا کند "
(وقتی به شکل انسان برسد) دلیل میشود.
و همین دلیل که فکر نامحدود و تکامل یافته ترین فکر در حالت مجازی است
وقتی در حالت فکر کردن حقیقی باشد به هدایت مبدل میشود .
از اینرو دلیل تکامل - غریزه است و هدایت تکامل - دلیل است .
هر سه اینها یعنی
غریزه - دلیل و هدایت - که حالتهای محدود مجازی - نامحدود مجازی و نامحدود حقیقی هستند
چیزی جز جنبه های همان فکر هوش نامحدود نیستند.
حقایقی که دلیل (عقل) نمیتواند تشخیص دهد
توسط هدایت به تجربه میرسد
و از اینرو شاعر گفته است:
قال را بگذار و مرد حال شو
پیش پای کاملی پایمال شو
شخص فقط از طریق عشق میتواند خاک پای کاملی شود
نه ازطریق دلیل چون همانطور که حضرت حافظ می گوید
جناب عشق را در گه بسی بالا تراز عقل است.
برچسب:
نویسنده: آوا عابدی