انوقت که فکر در کار باشد
عکس العمل اعمال ( کارما ) یا نقوش اعمال
یا
( خیالات و تصورات = نقوش اعمال ) شکل میگیرند.
بمنظور تجربه نمودن این نقوش اعمال
بدن پیدایش میپذیرد
و بخاطر این بدن عالم افرینش بوجود می اید.
اگر نقوش اعمال در میان نباشند
که انها عامل تمامی خیالات و ابراز وجود کردنهایی هستند
که ( من ) مال من و برای من را تولید مینمایند.
انگاه نه بدنی خواهد بود و نه اینکه دنیایی وجود خواهد داشت .
این بدین معنی میباشد
که بدن و جهان افرینش
افریده شده از تصور و خیال هستند.
در تمرکز
فکر کوشش بسیار دارد تا خود را از نقوش امال فارغ بدارد
یعنی فارغ از جسم و دنیا
و وقتی مرحله نهایی از تمرکز حاصل شد
انگاه نقوش اعمال ( کارما ) یا بدن و دنیا = هیچ میگردد.
یعنی محو میگردد.
چنین رویدادی به زمانی بسیار طولانی نیاز دارد.
اما پیر کامل یا قطب زمان با
یک نظر میتواند
تمامی کارما یا نقوش اعمال را منهدم نماید.
و نبودن نقوش اعمال ( کارما ) = توقف فکر .
زیرا که وقتی نقوش اعمال موجود باشند
فکر در فعالیت است
یعنی سوخت موتور فکر فراهم شده.
و انگاه که نقوش اعمال وجود نداشته باشند
فکر متوقف میگردد.
از کار افتادن و کار کردن فکر
به بودن یا نبودن( کارما ها )بستگی دارد.
برچسب:
نویسنده: آوا عابدی
تاريخ: پنجشنبه
18 بهمن
1397 ساعت: 13:05