من حقیقی"( یعنی توقف فکر یعنی خودی حقیقی)= نور طبیعی
من غیر حقیقی" (یعنی فعالیت ذهن یعنی من نفس) = تاریکی غیر طبیعی
تجلی نور طبیعی = تاریکی طبیعی
تجلی غیر طبیعی = نور غیر طبیعی
( یعنی مایا یعنی جهان و همه چیزهایی که تاریکی غیر طبیعی – یعنی من غیر حقیقی یا من مجازی یا نفسانی – میبیند میبوید میشنود میخورد و همواره تجربه میکند)
همچنان که هر کجا نور باشد تاریکی نیز هست.
چرا که تاریکی وجود نور را اثبات میکند. لذا چون تاریکی هست نور نیز وجود دارد ..
بنا بر این
چون تاریکی طبیعی هست نور طبیعی هم وجود دارد.
و چون تاریکی غیر طبیعی هست نور غیر طبیعی هم وجود دارد.
بنا بر این
اگر تاریکی غیر طبیعی نبود نور غیر طبیعی وجود نمیداشت.
تا ان زمان که فکر بکار مشغول است (تاریکی غیر طبیعی)
جهان (نور غیر طبیعی) و تجربیاتش وجود خواهند داشت.
با توقف فکر ( یعنی با نا پدید گشتن تاریکی غیر طبیعی) تجربیات مربوط به جهان (نور غیر طبیعی) نیز متوقف میگردد.
بنا بر این
در حالت بیداری معمولی – در حالیکه فکر (تاریکی غیر طبیعی) در فعالیت میباشد جهان و تجربیات ان ( نور غیر طبیعی) هستی می یابند.
اما در خواب فکر که فعالیتی ندارد
(در انجا فکر توقف یافته است) جهان و تجربیاتان ناپدید میگردند.
انجا تنها (هیچ) یعنی تاریکی طبیعی حکمفرماست.
و فقط نور و تجلی ان تاریکی باقی میماند.
بدین ترتیب
(هیچ) بودن خواب عمیق تاریکی طبیعی میباشد.
در خواب عمیق (تاریکی طبیعی) خدا –
و در حالت رویا و بیداری (تاریکی غیر طبیعی) بنده میباشد.
انجا فقط خودی حقیقی یعنی نور وجود دارد و (هیچ)
یعنی تاریکی طبیعی هم موجود است.
از این رو تاریکی طبیعی (یعنی هیچ)
از تاریکی غیر طبیعی (یعنی فعالیت فکری یا من غیر حقیقی یا خودی غیر حقیقی ) بوجود می اید.
از تاریکی غیر طبیعی( خودی غیر حقیقی) نور غیر طبیعی
(یا جهان افرینش ) پیدایش یا بوجود میابد.
بنا بر این –
این جهان افرینش از هیچ بوجود امده.
باید توجه داشت که
از تاریکی طبیعی یعنی از هیچ
افرینش خلق یا پیدایش می یابد.
تاریکی غیر طبیعی = خودی غیر حقیقی = فکر
و از ان
پیدایش یا مخلوقات بوجود می اید.
نور غیر طبیعی = جهان افرینش مایا یا وهم جهانیست.
بنا بر این
مایا یا وهم جهانی از هیچ پیدایش یافته .
(ان چه چیز میتواند باشد که از هیچ پیدایش یافته و تماما هیچ است.)
پس وقتی فکر در کار باشد اینها همه وجود خواهند داشت
و وقتی فکر متوقف میگردد همه چیز مهو یا هیچ میشود .
لذا تاریکی غیر طبیعی یعنی فکر
و نور غیر طبیعی یعنی بدن و جهان افرینش .
تا ان زمان که فکر در کار باشد بدن و جهان افرینش وجود خواهند داشت.
اما همینکه فکر متوقف میگردد نه بدن میماند و نه جهان افرینش.