وقتی که فکر در جستجوی یقین یا تایید :
( توسط استدلال های عقلانی و معجزات به منظور درک روحانی )
بر می اید بر حریم دل تجاوز مینماید.
یقین و تایید زمانی حایز اهمیت است که شخص بخواهد نتایج معین و محسوسی را در دنیای عقلانی بدست اورد.
حتی اگر فرض کنیم که شخص بوسیله معجزات یا داده های عقلانی بوجود خدا یقین پیدا نماید این امر الزاما دریچه دل او را باز نخواهد کرد.
بیعتی که شخص در نتیجه چنین الهام سردی با خدا مینماید یا بخاطر ترس است و یا اینکه از روی احساس وظیفه.
عشقی که در ان هیچگونه قیدی وجود ندارد "
نمیتواند نتیجه یقینی باشد"که بر چیزهای قابل دسترس فکر بنا شده است.
و در جاییکه عشق نیست
(سرور) یا زیبایی هستی هم وجود نخواهد داشت.
در واقع ماهیت خدا بصورت اقیانوس عشق را نمیتوان توسط فکر درک نمود.
خدا را باید بوسیله ( عشق ) شناخت نه بوسیله جستجوی عقلانی و یا در پی معجزات.
فکر جایگاه فراگیریست
و دل جایگاه معرفت روحانی
اختلاف بین مذهب و علم ناشی از این است که از اهمیت نسبی این دو نوع دانش قدرشناسی نمیشود.
سعی در بدست اوردن دانش( ارزشهای حقیقی ) با توسل به فکر امری است بیهوده.
فکر نمیتواند به شما بگوید که چه چیزهایی ارزش داشتن را دارند "
بلکه فقط میتواند به شما بگوید که چگونه به اهدافی که سر منشاء انها غیر عقلانی است میتوان رسید.
در اغلب افراد فکر - اهداف را بوسیله تحریکات ناشی از خواسته ها تعین میکند"
و این به معنی انکار زندگی روح میباشد.
فقط زمانیکه فکر اهداف و ارزشهای خود را بوسیله تحریکات عمیق تعیین کند میتواند به زندگی روح بیفزاید.
لذا فکر باید با دل همکاری نماید.
وقتیکه شخص چشم خود را بر نتایج اعمال دوخته است
( به جای انکه فقط به ارزش فطری انها علاقمند باشد)
انموقع مسایل روحانی را میخواهد با توسل به عقل حل نماید"
و در نتیجه:
در کار صحیح دل دخالت میکند .
فکر میخواهد انواع و اقسام چیزها را داشته باشد و لذا در جستجوی دلایل و یقین و اطمینان عقلانی میباشد.
این خواسته فکر قیدی است برای عشق که پیشرفت بیشتر روحانیبه این عشق وابسته است.
شما نمیتوانید به وسیله عقل عشق ورزید .
انچه از عقل میتواند ناشی شود یک تعوری عشق است نه خود عشق.
دانشی که از فلاسفه از طریق فکر خود بدست می اورند عقلانی و خشک است .
این دانش نمیتواند باعث ( سرور ) روحانی که از خصوصیات زندگی پر از عشق است را بدهد.
برچسب: حریم,
نویسنده: آوا عابدی